غار کمربند

غار کمربند

 

غار كمربند     

در سال ۱۹۴۹ میلادی برابر با ۱۳۲۸ شمسی هئیتی به سرپرستی کارلتون کوون (Carleton Coon) به ايران آمد كه در چهار محوطه عصر سنگ به كاوش پرداخت. اين چهار محوطه عبارت بود از غار بيستون در استان كرمانشاه، غار تمتمه در نزديكي شهر اروميه، خونيك در خراسان و كمربند در مازندران. نتايج اين كاوش ها در كتاب زير منتشر شد:

Coon, Carlton, S., 1951, "Cave Explorations in Iran", The University Museum, University of Pennsylvania, Philadelphia

غار كمربند يكي از معروف ترين محوطه هاي فاراپارينه سنگي در ايران محسوب مي شود. كارلتون كوون در گمانه اي كه در اين غار احداث نمود 30 لايه معرفي كرد كه لايه هاي 11 تا 27 آن فراپارينه سنگي محسوب مي شود (از لايه 11 تا 20 فراپارينه سنگي فوقاني، از لايه 21 تا 27 فراپارينه سنگي تحتاني)، لايه 2 تا 10 اين غار نيز مربوط به دوره نوسنگي بوده كه قطعات پراكنده سفال و استخوان حيوانات از آن به دست آمده بود.

فراپارينه سنگي تحتاني غار كمربند يك كارگاه فلينت بوده است. مخصوصاً در عقب غار فلينت ها به قدري توده شده بودند كه بين قطعات خاك كمي وجود داشت. ابزارسازان از گرهك فلينت استفاده مي كردند، وقتي كار تمام مي شد سنگ مادر را دور مي انداختند. اكثر سنگ مادرهايي كه از غار به دست آمده اند به همين ترتيب بوده اند.

در فراپارينه سنگي فوقاني برعكس است، تقريباً‌ سنگ مادر اصلاً نداريم. مطمئناً غار ديگر كارگاه ابزارسازي نبوده است، ابزارها را از بيرون به داخل مي آوردند. مردم در غار زندگي مي كرده اند و تعداد زيادي شاخ به دست آمده كه اكثراً متعلق به غزال است. نوك اين شاخ ها كُند شده و به خاطر استفاده زياد خراش برداشته است. تقريباً‌ به اندازه فلينت ها شاخ داريم. شايد به عنوان كلنگ استفاده مي شده اند و شبيه كلنگ هاي امروزي ايران هم هستند.

در حاليكه شاخ در فراپارينه سنگي فوقاني فراوان است، در نوسنگي فقط 5 شاخ داريم كه متعلق به بز است. در اين دوره دندان و فك داريم كه در فراپارينه سنگي فوقاني نادر بودند. بر اين اساس نتيجه مي گيريم كه مردم فراپارينه سنگي فوقاني جمجمه شكارشان را قبل از آنكه آنها را به درون غار بياورند مي شكسته اند و فقط شاخ را نگه مي داشته اند.

استخوان هاي سوخته در غار كمربند محدود به دو لايه فراپارينه سنگي هستند و در جايي كه اجاق بوده، نبود استخوان هاي سوخته در لايه نوسنگي احتمالاً نشان مي دهد كه آشپزخانه آنها به جايي خارج از غار منتقل شده بوده است.

استفاده از پرندگان در غار كمربند با توجه به تالاب هاي اطراف كه پرندگان در آن جمع مي شدند رواج داشته است. از اين غار بقاياي پرندگاني از خانواده هاي اردك و غاز، كركس و شاهين، بلدرچين، گنجشك و كلاغ و جغد به دست آمده است.

به طور كلي در غار كمربند:

1. در فراپارينه سنگي فوقاني مردمي كه در غار زندگي مي كردند شكارگر بودند، در جنگل و دشت شكار مي كردند. غذاي اصلي آنها غزال و گاو بود، همچنين بز و گوسفند. در اين زمان شروع به اهلي كردن بز كردند، به عنوان منبع گوشت و پوست.

2. در اوايل نوسنگي پيش از آنكه ساكنان كمربند به غلات، سفال، بافتني ها و استفاده از تبرهاي سنگي روي آورند، بز و گوسفند را براي كشتن نگهداري مي كردند.

3. پس از شروع نوسنگي و روي آوردن به غلات، سفال،‌ بافتني ها و استفاده از تبرهاي سنگي، شروع به استفاده از شير گوسفند و بز و پشم گوسفند كردند.

در لايه هاي 19 تا 21 كمربند (تحتاني ترين لايه هاي ميان سنگي فوقاني) تدفيني به دست آمده كه سه نفر در آن بودند.

غار كمربند امروزه تحت حفاظت پايگاه ميراث فرهنگي غارهاي مازندران است.

در سال ۱۹۴۹ میلادی برابر با ۱۳۲۸ شمسی هئیتی به سرپرستی کارلتون کوون (Carleton Coon) به ايران آمد كه در چهار محوطه عصر سنگ به كاوش پرداخت. اين چهار محوطه عبارت بود از غار بيستون در استان كرمانشاه، غار تمتمه در نزديكي شهر اروميه، خونيك در خراسان و كمربند در مازندران. نتايج اين كاوش ها در كتاب زير منتشر شد:

Coon, Carlton, S., 1951, "Cave Explorations in Iran", The University Museum, University of Pennsylvania, Philadelphia

غار كمربند يكي از معروف ترين محوطه هاي فاراپارينه سنگي در ايران محسوب مي شود. كارلتون كوون در گمانه اي كه در اين غار احداث نمود 30 لايه معرفي كرد كه لايه هاي 11 تا 27 آن فراپارينه سنگي محسوب مي شود (از لايه 11 تا 20 فراپارينه سنگي فوقاني، از لايه 21 تا 27 فراپارينه سنگي تحتاني)، لايه 2 تا 10 اين غار نيز مربوط به دوره نوسنگي بوده كه قطعات پراكنده سفال و استخوان حيوانات از آن به دست آمده بود.

فراپارينه سنگي تحتاني غار كمربند يك كارگاه فلينت بوده است. مخصوصاً در عقب غار فلينت ها به قدري توده شده بودند كه بين قطعات خاك كمي وجود داشت. ابزارسازان از گرهك فلينت استفاده مي كردند، وقتي كار تمام مي شد سنگ مادر را دور مي انداختند. اكثر سنگ مادرهايي كه از غار به دست آمده اند به همين ترتيب بوده اند.

در فراپارينه سنگي فوقاني برعكس است، تقريباً‌ سنگ مادر اصلاً نداريم. مطمئناً غار ديگر كارگاه ابزارسازي نبوده است، ابزارها را از بيرون به داخل مي آوردند. مردم در غار زندگي مي كرده اند و تعداد زيادي شاخ به دست آمده كه اكثراً متعلق به غزال است. نوك اين شاخ ها كُند شده و به خاطر استفاده زياد خراش برداشته است. تقريباً‌ به اندازه فلينت ها شاخ داريم. شايد به عنوان كلنگ استفاده مي شده اند و شبيه كلنگ هاي امروزي ايران هم هستند.

در حاليكه شاخ در فراپارينه سنگي فوقاني فراوان است، در نوسنگي فقط 5 شاخ داريم كه متعلق به بز است. در اين دوره دندان و فك داريم كه در فراپارينه سنگي فوقاني نادر بودند. بر اين اساس نتيجه مي گيريم كه مردم فراپارينه سنگي فوقاني جمجمه شكارشان را قبل از آنكه آنها را به درون غار بياورند مي شكسته اند و فقط شاخ را نگه مي داشته اند.

استخوان هاي سوخته در غار كمربند محدود به دو لايه فراپارينه سنگي هستند و در جايي كه اجاق بوده، نبود استخوان هاي سوخته در لايه نوسنگي احتمالاً نشان مي دهد كه آشپزخانه آنها به جايي خارج از غار منتقل شده بوده است.

استفاده از پرندگان در غار كمربند با توجه به تالاب هاي اطراف كه پرندگان در آن جمع مي شدند رواج داشته است. از اين غار بقاياي پرندگاني از خانواده هاي اردك و غاز، كركس و شاهين، بلدرچين، گنجشك و كلاغ و جغد به دست آمده است.

به طور كلي در غار كمربند:

1. در فراپارينه سنگي فوقاني مردمي كه در غار زندگي مي كردند شكارگر بودند، در جنگل و دشت شكار مي كردند. غذاي اصلي آنها غزال و گاو بود، همچنين بز و گوسفند. در اين زمان شروع به اهلي كردن بز كردند، به عنوان منبع گوشت و پوست.

2. در اوايل نوسنگي پيش از آنكه ساكنان كمربند به غلات، سفال، بافتني ها و استفاده از تبرهاي سنگي روي آورند، بز و گوسفند را براي كشتن نگهداري مي كردند.

3. پس از شروع نوسنگي و روي آوردن به غلات، سفال،‌ بافتني ها و استفاده از تبرهاي سنگي، شروع به استفاده از شير گوسفند و بز و پشم گوسفند كردند.

در لايه هاي 19 تا 21 كمربند (تحتاني ترين لايه هاي ميان سنگي فوقاني) تدفيني به دست آمده كه سه نفر در آن بودند.

غار كمربند امروزه تحت حفاظت پايگاه ميراث فرهنگي غارهاي مازندران است.


باستانشناسی ایران -عصر سنگ -باستانشناسی جهان -غار کمربند.انجمن باستان شناسی دانشگاه کمال الملک - archaeology.com